آموزش ، آزمون ، كنكور
|
|
ترجمه مبادی 4 درس 2 فعل ماضی ، مضارع و امر 7. فعل بر حالتی یا حادثه ای دلالت می نماید که در زمانهای گذشته ، حال و یا آینده اتفاق می افتد. مانند( حسُنَ = خوب شد / یأخذُ = می گیرد) و به سه قسم ماضی ، مضارع و امر تقسیم بندی می گردد. 8. فعل ماضی فعلی است که بر حالت یا حادثه ای در زمانی دلالت کند قبل از زمان حال( زمان گذشته) مانند: کرُمَ = گرامی شد نکته1: هرگاه فعل ماضی در معنای انشائی بکار رود معنای زمان حال را دارد: مانند( بعتُک الدار= خانه را به تو می فروشم) نکته2: فعل ماضی گاهی نیز معنای زمان آینده را در بر دارد: أ) هرگاه بر درخواست و طلبی دلالت کند: غفر الله لک ( خدا تو را بیامرزد) ب) اگر پس از ( إذا و إن) شرط واقع گردد* مانند: إن زُرتَنی زُرتُکَ = اگر با من ملاقات کنی تو را دیدار می کنم. ت) اگر بر سر این فعل حرف نفی آید و یکی از اسالیب قسم نیز قبل از فعل باشد: مانند والله مانکثت عهدَک = بخدا عهد تو را نخواهم شکست. نکته 3: فعل ماضی خود به 4 قسم تقسیم بندی می گردد که عبارتند از : الف) ماضی کامل( مترادف ماضی ساده در فارسی) که دلالت بر اتفاقی یا حالتی دارد که کاملا در زمان گذشته به انجام رسیده است بدون هیچ گونه ارتباطی با سایر حوادث و اتفاقات. مانند : برئَ المریض : بیمار بهبودی یافت. ب) ماضی سابق که دلالت بر اتفاقی دارد که پس از یک اتفاق دیگر در یک زمان گذشته انجام شود( مثلا بگوییم کودک گریه کرد پس از اینکه به زمین خود= در حقیقت علت گریه کودک زمین خوردن او بود که تقریبا در یک زمان پی در پی به وقوع پیوست) ج) ماضی اکمل ( ماضی بعید در فارسی) دلالت بر اتفاقی دارد که پس از یک اتفاق دیگر در زمان دورتر انجام گردیده است: این فعل پس از کان می آید و برخی اوقات نیز ما بین این دو حرف ( قد ) قرار می گیرد: کان قد أخذَْ = گرفته بود د) ماضی ناقص دلالت بر اتفاقی دارد که به همراه یک اتفاق دیگر انجام گیرد: و به صورت کان + فعل مضارع یا اسم فاعل ساخته می گردد: کنت أسافرُ = مسافرت می کردم ( معادل ماضی ملموس ) |